بچه جون
هر روز صبح، تو ترافیک همت موندنت ،دزدکی سر کار اومدنت ، سلام نکردنت و خندیدنت، همه بهانه ای بود برا منتظرت موندن
روزای بی دندونیت، روزای استرس دار انتظار واسه ویزا، روزا و شبای کار تو میتینگ روم، کشمش ها و چرت زدن های داوود... همه و همه رفتن تو لیست خاطرات شیرین زندگی
یادته روزی رو که از بلژیک برگشته بودی؟ یادته روزی رو که من چرخ دستیت بودم تو زارا، یادته تو دوحه چیا گفتی بهم؟ بهت گفتم شقایق تو هنوز هم عاقل ترین دختری هستی که دیدم، حتی اگه ...... حتی اگه دیوانه ترین باشی.
یادته روزای تظاهرات؟ دوشنبه پاشدی مثل همیشه قد بازی در آوردی و تنها رفتی انقلاب، من و آرمان هم نگاه می کردیم به همو و شرمساری و خجالت که عنترو تنها گذاشتیم رفت ، خوب ما هم اومدیم ، ولی رفتن تو کجا و مال ما کجا.
پلنگ!!! یادته تعریف میکردی که با جرثقیل رفتی آلمان، یادته منو پیچوندی و من مجبور شدم تنها برم ونیز، ونیزی که با دوربین تو ثبت شد برای همیشه.
اون آقاهه رو یادته اومد تو ریحون گفت: دارین چایی میخورین؟ یادته روزایی که اومدی اینور و نشستی جای فریبا؟ راستی شقایق تو چند تا خداحافظی به من بدهکاری؟
فرفریه فسقلیه دیوونه، دو سال کنار هم کار کردیم، سفر کردیم، فحش شنیدیم..... و امروز تو داری میری. میری برا بدست آوردن بهترین ها که ایمان دارم لایق همشون هستی
امروز جات بیشتر از همیشه خالیه دختر ، تو تنها کسی بودی که آرزو داشتم باشه و میز جدیدمو ببینه.
جات خیلی خالیه شقایق، خیلی
همه دنیا تو رو دوست خواهند داشت شقایق
و تو همچنان دوست داشتنی ، زیبا و بی اعتنا خواهی ماند
همیشه دوستت دارم
ساویدز



