ویسواوا شیمبورسکا /
فسق و فجوری بدتر از اندیشیدن وجود ندارد
مثل گرده افشانی علفی هرز، این بی بندو باری تکثیر می شود
در ردیفی که برای گل مارگریت کرت بندی شده
هیچ چیز برای آنهایی که می اندیشند مقدس نیست
هر چیزی را همان می نامند که هست
تجزیه های عیاشانه
ترکیب های فاحشانه
شتابی وحشی و هرزه
دنبال واقعه ای عریان
لمس شهوانی موضوع های حساس
فصل تخم ریزی نظریه ها، اینها خوشایند آنهاست
چه در روز روشن ، چه در تاریکی شب
به هم می آمیزند ، در شکل زوج ،مثلث ، دایره
جنسیت و سن طرف مقابل اینجا مطرح نیست
چشم هاشان برق می زند
گونه هاشان گل می اندازد
دوست دوست را از راه به در می کند
دختر بچه های حرامزاده ، پدر را منحرف می کنند
برادری خواهر کوچکترش را وادار به فحشا می کند
میوه های دیگری از درخت ممنوع ، متفاوت با باسن های صورتی مجلات مستهجن
بیشتر از تصاویر واقعا مبتذل این مجلات ، به مزاجشان خوش می آید
کتابهایی که آنها را سرگرم می کند ،تصویر ندارد
تنها تنوع آنها .....
جملات خاصی ست که با ناخن یا مداد رنگی ، زیرشان خط می کشند
چه وحشتناک ، آ ن هم در چه حالتی ، و با چه سادگی افسار گسیخته ای
ذهن موفق می شود در ذهن دیگر نطفه ببندد
به هنگام این قرارهای مخفی عاشقانه ، حتی چایی به سختی دم می کشد
آدم ها روی صندلی می نشینند، لب هایشان را تکان می دهند
هرکسی خودش پا روی پا می اندازد، اینگونه یک پا کف اتاق را لمس میکند کند
پای دیگر آزادانه در هوا می چرخد
گاه به گاه کسی بلند می شود
نزدیک پنجره می رود
و از روزنه پرده
خیابان را دید می زند



