تبليغاتX
من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست . کنج هر دیوارش دوستهایم بنشینند آرام . گل بگو گل بشنو هرکسی می خواهد وارد خانهء پر عشق و صفای من گردد . یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند شرط وارد گشتن شست و شوی دلهاست شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست. بر درش برگ گلی می کوبم. روی آن با قلم سبز بهار می نویسم ای یار. خانهء ما اینجاست.............. .

امروز صبح که از خونه اومدم بیرون سه تا کلاغ سیاه بد جوری بالای سرم قار قار می کردن، یادمه بچه که بودم می گفتن قار قار کلاغ یعنی مرگ، یعنی عزا، نمیدونم کی مرده یا قراره بمیره...

اونروزا ولی هیچ کلاغی فریاد نمیزد ، شاید قرار نبود کسی بمیره. شاید ......

زشتی و سیاهیه اون کلاغی رو که اونروزا یادش رفته بود قار قار کنه رو این روزا راحت میشه دید.....

 

 

 

+ساویز |

امروز صبح که از خونه اومدم بیرون سه تا کلاغ سیاه بد جوری بالای سرم قار قار می کردن، یادمه بچه که بودم می گفتن قار قار کلاغ یعنی مرگ، یعنی عزا، نمیدونم کی مرده یا قراره بمیره...

اونروزا ولی هیچ کلاغی فریاد نمیزد ، شاید قرار نبود کسی بمیره. شاید ......

زشتی و سیاهیه اون کلاغی رو که اونروزا یادش رفته بود قار قار کنه رو این روزا راحت میشه دید.....

 

 

 

+ساویز |

شاید پیرزن دیگه نبینه

شاید چیزایی رو که تو این همه سال هرگز ندیده ، دیگه نبینه

کور شدن زیاد هم بد نیست اگه قرار باشه اون چیزی رو نبینیم که یه عمر نگاش کردیم و ندیدیمش .

دیدن یه سیب سبز و یه کم ترش همیشه نیاز به یه جفت چشم نداره، حتی میشه لمسش کرد و دوستش داشت

میشه حتی ندیدش....

 

ببین ....

 

 

 

 

 

+ساویز |
DANIAL BEST SITES