تبليغاتX
من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست . کنج هر دیوارش دوستهایم بنشینند آرام . گل بگو گل بشنو هرکسی می خواهد وارد خانهء پر عشق و صفای من گردد . یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند شرط وارد گشتن شست و شوی دلهاست شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست. بر درش برگ گلی می کوبم. روی آن با قلم سبز بهار می نویسم ای یار. خانهء ما اینجاست.............. .

بعد از مواجه شدن با شخصیت های بزرگوار و برجسته های در این عمر 28 ساله، جدیدا در مجاورت یک انسان با ویژگیهای منحصر به فرد و آلودگی صوتی بسیار بالا قرار گرفتم که ترجیح میدم در موردش صحبت نکنم چون از فیلم "بورات " یاد گرفتم که تو آمریکا هیچ کس ایرادات و کمبودهای آدم ها رو مسخره نمی کنه و بهش نمی خنده.پس بیایید آمریکایی باشیم.

 

دنیا همچنان مسخره و کوچک و بامزه و دوست داشتنی می باشد است.

به خصوص اینکه دقیقا در همون محلی که تو رو با یه انسان از نوع جنس مخالف می بینن خودشون دیده می شن در حال خوردن آیس پک در پراید 140+1  ، ، به خدا این روزا هوا سرده ها ، آقا ، خانم .... به جوونیتون رحم کنید.

راستی اون میدون تره بارو دیگه نمی خوان راه یندازن؟ این عمو علی آخره گرون فروشه نامرد.

 

فردا فرزاد میاد ، برف هم قراره فردا بیاد. فرزاد که خالی بندیش ثابت شده، به هواشناسی ولی هنوز یه کم امید هست....

چقدر این DVD ریکی مارتین چسبید اونشب، بعد از چند سال هنوز دیدنش کیف داشت.  دستت درد نکنه واسه دی وی دی.

 

گیسو همچنان داره آلودگی صوتی ایجاد می کنه.

 

 

 

+ساویز |

چه دنیای کوچولوی خنده داره خوبی شده، یه لحظه به 5 سال پیش فکر کن، یه لحظه هم فکر کن به اینجا که الان هستی، فکر می کردی الان اینجا باشی؟فکر می کردی این آدمایی که الان میبینی رو ببینی؟ دنیا می چرخه و می چرخه و می چرخه و یه اتفاقه ساده پرت میکنه به سمت تو  و تو الان اینجایی . یه اتفاق ساده مث همه این اتفاقاتی که تو این 5 سال برات رخ داد. به چی داری فکر می کنی الان؟

 

وقتی فرهاد گفت این دائیم همون دائیمه دلم میخواست بپرم ماچش کنم . امیدوارم همیشه شاد و سالم باشه. آقا دمت گرم به خدا.

حالم از پچ پچ های این دختره به هم میخوره ،به خصوص بعد از اون حرکت شنیع و کریه و زاقارتی که ازش دیده شد، معنی واقعی چندش رو برای اولین بار حس کردم در زندگانی. اه اه اه

هفته دیگه اوس فرزاد گچ کار میاد تهران. تو که خط پنجم رو خوندی و یاد دو تا مبل راحتی افتادی ، سعی کن بمونی تهران آخر هفته رو.

و بسی تعجب و شگفتی از شنیدن داستان نوشیدن یک بطری ودکای گرم در زیر پتو و در خفا ، بابا تو دیگه کی هستی..

کامنت هم که تعطیل...

 

+ساویز |

آدم بعضی وقتها یه چیزایی می بینه که بسی جالب می باشد است.

عسل سیتی که بودم هر وقت یکی از بچه ها از مرخصی بر می گشت یه جعبه شکلات یا شیرینی با خودش میاورد واسه رئیسش که هم یه پاچه خواری مختصر کرده باشه هم اینکه دو سه ساعت تاخیرش موجه بشه...

اما نسل جدید دیگه حسابی سنگ تموم گذاشته و واسه یه اخم آقای رئیس کلی کادو میاره، شامل یه عالمه خوراکی از دیار فرنگ....

دیشب یاد عسلویه افتادم و کادو هایی که هیچ وقت نیاوردم و کادو هایی که سعید آورد. ولی هر چی فکر کردم یادم نیومد کسی سوغاتی یا کادوی مدیریت محترم رو پشت درای بسته و در خفا اهدا کرده باشه.....

 

آقا / خانم .......

پاچه خواری هم راه داره . بلدی راهشو ؟؟

 

 

 

 

+ساویز |

پروفسور با بسته سنگینی وارد کلاس درس فلسفه شد و بار سنگین خود را روبروی دانشجویان خود روی میز گذاشت.

وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ از داخل بسته برداشت و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد.

سپس  از شاگردان خود پرسید که، آیا این ظرف پر است؟

و همه دانشجویان موافقت کردند.

سپس پروفسور ظرفی از سنگریزه برداشت و آنها رو به داخل شیشه ریخت و شیشه رو به آرامی تکان داد. سنگریزه ها در بین مناطق باز بین توپ های گلف قرار گرفتند؛  دوباره از دانشجویان پرسید که آیا ظرف پر است؟ و باز همگی موافقت کردند.

پروفسور دوباره  ظرفی از ماسه را برداشت و داخل شیشه ریخت؛ و خوب البته، ماسه ها همه جاهای خالی رو پر کردند. او یکبار دیگرپرسید که آیا ظرف پر است و دانشجویان یکصدا گفتند: "بله".

بعد پروفسور دو فنجان پر از قهوه از زیر میز برداشت و روی همه محتویات داخل شیشه خالی کرد. "در حقیقت دارم جاهای خالی بین ماسه ها رو پر می کنم!" همه دانشجویان خندیدند.

در ح­الی که صدای خنده فرو می نشست، پروفسور گفت: " حالا من می خوام که متوجه این مطلب بشین که این شیشه نمایی از زندگی شماست، توپهای گلف مهمترین چیزها در زندگی شما هستند – خدایتان، خانواده تان، فرزندانتان، سلامتیتان دوستانتان و مهمترین علایقتان- چیزهایی که اگر همه چیزهای دیگر از بین بروند ولی اینها باقی بمانند، باز زندگیتان پای برجا خواهد بود.

اما سنگریزه ها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند مثل کارتان، خانه تان و ماشينتان. ماسه ها هم سایر چیزها هستند- مسایل خیلی ساده."

پروفسور ادامه داد: "اگر اول ماسه ها رو در ظرف قرار بدید، دیگر جایی برای سنگریزه ها و توپهای گلف باقی نمی مونه، درست عین زندگیتان. اگر شما همه زمان و انرژیتان را روی چیزهای ساده و پیش پا افتاده صرف کنین، دیگر جایی و زمانی برای مسایلی که برایتان اهمیت داره باقی نمی مونه. به چیزهایی که برای شاد بودنتان اهمیت داره توجه زیادی کنین، با فرزندانتان بازی کنین، زمانی رو برای چک آپ پزشکی بذارین. با دوستان و اطرافیانتان به بیرون بروید و با اونها خوش بگذرونین.

همیشه زمان برای تمیز کردن خانه و تعمیر خرابیها هست. همیشه در دسترس باشین

.....

اول مواظب توپ های گلف باشین، چیزهایی که واقعاً برایتان اهمیت دارند، موارد دارای اهمیت رو مشخص کنین. بقیه چیزها همون ماسه ها هستند.

یکی از دانشجویان دستش را بلند کرد و پرسید: پس دو فنجان قهوه چه معنی داشتند؟

پروفسور لبخند زد و گفت: " خوشحالم که پرسیدی. این فقط برای این بود که به شما نشون بدم که مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، همیشه در زندگي شلوغ هم ، جائي برای صرف دو فنجان قهوه با یک دوست هست! "

 

یک فنجان قهوه با من میخوری؟؟

 

+ساویز |

 پس از خواندن سئوال در عرض فقط 5 ثانیه جواب درست را بدهید، تعداد پاسخهای درست شما میزان IQ شما را نشان میدهد.

 1- بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟

2- اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟

3- من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟

4- عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟

5- مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟

6- اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟

7- فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟

8- اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟

9- حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟

10- اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟

 

جوابها را در کامنت ها ببینید

+ساویز |

 

 

تو این هوای ابری و بارونی دل آدما هوس چی می کنه؟

یه کم مشروب و بعدش رانندگی تو اتوبانای تهران؟ قدم زدن زیر بارون و بعدش سگ لرز زدن دوست داشتنی؟ یه قرار با یکی که دوسش داری؟ خوابیدن جلو شومینه؟ یه تولد تو یه کافی شاپ خلوت ؟ جاده چالوس؟ یه دس دیزی مشتی؟ نگاه کردن 10 تا فیلم که باید شنبه همه رو به صاحبش پس بدی؟ رفتن بالا سر مزار یه دوست؟

 

دل من چی میخواد؟

هیچی......

 

 

 

<<<< در شهر یکی کس را هشیار نمی بیند

            هر یک بد تر از دیگر شوریده و دیوانه

            هر گوشه یکی مستی

            دستی زده بر دستی

            وان ساغر سرمستی با ساغر شاهانه

            ای لولی بر بط زن تو مست تری یا من؟.......>>>>>

 

 

شاید شنیدن این آهنگ بود که تموم شد

دیگه دل هیچی نمیخواد

 

 

+ساویز |
DANIAL BEST SITES