تبليغاتX
من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست . کنج هر دیوارش دوستهایم بنشینند آرام . گل بگو گل بشنو هرکسی می خواهد وارد خانهء پر عشق و صفای من گردد . یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند شرط وارد گشتن شست و شوی دلهاست شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست. بر درش برگ گلی می کوبم. روی آن با قلم سبز بهار می نویسم ای یار. خانهء ما اینجاست.............. .
بازم تنها جایی که موند واسه حرف زدن اینجاست. یه وبلاگ که دیگه داره کم کم پیر میشه این روزا روزای خوبیه روزای خوبی هم نیست این روزا هم میشه خندید هم میشه نگاه کرد هم میشه فکر کرد این روزا خوشحالم از راه رفتن توی کوههای تهران خوشحالم از نگاه کردن به عکسهای یه گودبای پارتی فرنگی خوشحال واسه همه لحظه های شاد و آزاد میشه خوشحال بود از اینکه میشه با موبایل فقط بیدار نشد، میشه باهاش حرف هم زد این روزا حالم بهم میخوره از حماقت بعضی آدما این روزا میشه حسرت خورد میشه شاد بود از بودن اوستای گچ کار میشه شاد بود از شامی که با فرهاد نخوردیم میشه محکم سر رو تو دیوار کوبید این روزا می تونم به خودم بگم آفرین ساویز، خوب داری کار فاینال می کنی میتونم به خودم بگم برو بمیر با این سکوتت، با این حرف نزدنت این روزا خسته می شم از اینکه مجبورم بگم خوش بگذره وقتی میشنوم که من با ....... بیرونم خوب آزاده میتونه هرجا بخواد بره. راستی چرا وقتی همه فامیل جمع شدن دور هم حامد ما باید مرده باشه؟ چرا غصه خوردن های یه خاله ی پیر نباید تموم بشه این روزا تنهام نمودونم باید باز صبور باشم یا باید داد بزنم این روزا خدا داره راه میره روی این پازل گنده ی داغون بی خیال خسته میشی بشین این کنار با هم درستش می کنیم آفرین خدا
+ساویز |
DANIAL BEST SITES