تبليغاتX
من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست . کنج هر دیوارش دوستهایم بنشینند آرام . گل بگو گل بشنو هرکسی می خواهد وارد خانهء پر عشق و صفای من گردد . یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند شرط وارد گشتن شست و شوی دلهاست شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست. بر درش برگ گلی می کوبم. روی آن با قلم سبز بهار می نویسم ای یار. خانهء ما اینجاست.............. . - ساعت سیزده و دوازده دقیقه
نمیدونم چرا نفسم کامل پایین نمیره ،

شاید به خاطره خوردن آش رشته در ساعات اولیه بامداد باشه.

وقتی وبلاگ آملی رو میخونم فقط یه کامنت می تونم براش بزارم : " دیوانتم ، همین و دیگر هیچ" .

من اون پایین نوشتم که خرید این مدلی از بنتوم دیوانگیه ولی خودم رفتم یه سری زدم، آقایون و خانمهایی که دارن از اونجا خرید می کنند توجه کنند که یه راه وجود داره که به جای هفتاد درصد، نود درصد تخفیف بگیرن . حالا ...

 داستان شام های من و فرهاد هم داستانی شده. من نمیدونم ما آخه کی حلیم خوردیم تو این چند شب؟

ر .ج دیوانه، آخه آدم شب میره پیش دو عدد گرگ می خوابه؟ تصحیح میکنم ، یک گرگ.

 یک سال دیگه هم موندنی شدم تو این خونه، فکر کردن به اثاث کشی دیوانه میکنه آدم رو.

ساعت سیزده  و دوازده دقیقه من درون توالت های طبقه هفتم به این فکر کردم که داغونما. چه بوی سیگاری میاد تو این توالت ها.

 نمیدونم چرا نفسم کامل بالا نمی یاد...

+ساویز |
DANIAL BEST SITES